ღ فنچـــــولاي محتـــــرم نيــان تــو ღ
ღღ از پــــــذيرفــتـــــن اطفــــــال و فنچولهــــا معذوريــــــم اصـــرار بـــي جا نفرماییــــد ღღ
به خونه ی نتیه من خوش اومدین. ورود فنچول منچول ممنونعه اصرار بیجا نفرمایید حتی شما دوست عزیز دیر به دیر میام آخه من درس دارم مثه شما بیکار بی عار نیستم که... تبادل لینک میکنیم هرکی خواست تو نظرات بگه تا لینکش کنم منو با اسم ღخــــــوشگـــل خانــــــم ღ لینک کنه راستی چند وقته نمیتونم براتون نظر بزارم با اجازه خودم بای بای سلام به همگی *يه روز يه پسره از خدا ميپرسه: خدا چرا اين دخترا رو خوشگل آفريدي ؟ خدا ميگه تا شما دوستشون داشته باشين. پسره ميگه خب پس ديگه چرا اينقدر خنگ آفريديشون ؟ خدا ميگه برا اينکه اونها هم شما رو دوست داشته باشن میدونی فرق حوا با بقیه زنا چیه؟؟تنها زنیه که شوهرش آدم بود خم می شیم اما نمیشکنیم حالا دس دس دس دس بزنید دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه «خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد شدی؟» مریض پاسخ میده: «محض اطلاعتون باید بگم که من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونهم رفتم و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم، فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! در بالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن، ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم، یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید. من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!! دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.» مریض بعدی، به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته. دکتر بهش میگه «مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره! بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟» مریض پاسخ میده: «باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود. ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم. من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم، شما باور نمیکنید؛ ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!» وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره. دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی.....!!!!» «خب، راستش من بالای یه یخچال نشسته بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پایین...» درسو مشقا خوب پیش میره؟ماله من که خوفه خوف پیش میره تازه زیادی هم شده امروز امتحان حقوق جزا اختصاصی ۲ داشتیم خدایی ۲۰ نگیرم ۱۹ رو گرفتم قول میدم تازه با یکی از دوستام (زهرا) قرار گذاشتیم که اگه نمره هامون ۱۹ یا ۲۰ شد برا اون یکی یه اسم مزخرف بزاریم حالا شما گندترین اسم مزخرفی که به ذهنتون میرسه رو برام تو نظرات بنویسید یه کلاس نیم متر در نیم متریه ۶ تا مراقب ریختن اونجا مثه اجل معلق میاد بالا سرت نمیزارن سرتو تکون بدی.من گردن درد گرفتم یکم گردنو چپ و راست کردم اومده میگه سرت رو برگه خودت آخه مرد حسابی میبینی از اول جلسه دارم مینویسم پس معلومه دنبال تقلبی نیستم. یه سوژه هم که باعث شد کلاس منفجر شه این بود که یکی از دوستام (معصومه) خواست برگشو تحویل بده پاش گیر کرد به سکو رفت تو بغل مراقبه نزدیک بود سکته کنم بسکه خندیدم نا نداشتم پاشم برگمو تحویل بدم امروز استراحت مطلق برا خودم تجویز کردم آخه دوشنبه ساعت ۴ امتحان داشتم سه شنبه ۸ و چهارشنبه ۱۰ مردم دیگه بابا جون انیشتینم بود یه استراحتی وسطاش میکرد چه خبرههههههههههههه برام دعا کنید یه شنبه امتحان سختی دارم استاده هم گفته امتحان انقد سخته مگه مخ باشید بتونید جواب بدین من برم دیگه بای بای
![]()
![]()
![]()
![]()
یعنی میام تو وبلاگتونا ولی وقتی نظر میزارم اون عدد امنیتی که باید واردش کنم نمیاد و نظر ارسال نمیشه
اگه نیومدم از من ناراحت نشین
مشکل از بلاگفاست یقه ی اونو بگیرید.![]()
![]()
![]()
![]()
















![]()
![]()











![]()
![]()
الانم که دارم مینویسم صحنش یادم میاد خندم میگیره ولی بیچاره بدجور ضایع شد اونم جلو پسرایی که ارازل ورودی ما هستن![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Pars Skin |






